خرید بک لینک
نهایت کمال تو هر چیزی برای من   نشون   دادن تباهی و زوالشه ... مثل روشنایی و لطافت یه تن تو ظل و تاریکی یه شب ...مثل جنگیدن و تلاش تو مسیری که انتهاش فهم وهم بودنشه

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

جهان سومی بودن یعنی تو خونه ی زندگی کنی که به اخوندا انتقاد دارن و قبولشون ندارن اما تو وجود همه شون یه اخوند کامل ریشه دونده ...

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

..ما عقل نداشتیم دیوونه بودیم اصلا مگه قانون پذیر بودیم خانواده هامون باهامون مشکل دارن شاید هم دوسمون ندارن ولی ما همو دوس داشتیم مثل هم نبودیم ولی باهم موندیم ولی خب عقل که نداشتیم دیوونه بودیم اصلا

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

مثل خوابیدن برای اولین تو زندگیت با اون

و برای اولین بار دیدن تار موی دوستت تو تخت

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

میدونم ..میدونم که میری ..فردا رو نمیگم .. همین الان که تو بغلتم نیستی.. وجود نداری ..برای من نداری ...یادته میگفتم چقدر برای مرگت... برای دیگه وجود نداشتنت... گریه میکردم ؟ الان چی؟ الانم برای مرگت..

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

کنار تو مُردم

مرگ را دیدم

مرگ عشق هایت

مرگ خودت

و من تنها بازمانده ی قتل های باشکوه تو هستم

قتل معشوقه هایت

قتل زندگیت

و قتل خودت

قسمتی از من مُرد

و چیزی که به دستم آمد

چیزی بیش از مریم نخراشیده ی قبل بود ...

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:47

صفحه بندی